شعر کلامی است که بدون استعانت از منطق بر خیال و عاطفه اثر بگذارد.( احمد شاملو) 

شعر اجرای زبانیِ سرور آمیز و اندوهگنانه ی جان آدمی است.( منوچهر آتشی) 

شعر آن پرتو گریزای سبک پاست؛ آن مایه ای از روح و سبک روحی که بر همه چیز پرتو می افکند، امّا نه به یک نسبت. 

شعر در جهان پراکنده است.هر جا که چیزی سبک روح و سبک بال و سیّال و خیال انگیز هست، هر جا که هستی سبک می شود یا « آنی » دیگر می یابد، ردّ پای شعر را باید آن جا جست.( داریوش آشوری) 

شعر تعبیری لطیف و خیال انگیز از یک اندیشه یا احساس تازه ای است در عبارتی موزون.( محمّد استعلامی) 

شعر عبارت است از خلق زیبایی به وسیله ی کلام که گاه به وسیله ی وزن و قافیه انجام می گیرد و گاه هم بدون این ها.( سیمین دانشور) 

شعر وزن ها نیست، قافیه ها نیست؛ گلی است در یخ، تمام یک آهنگ است که مسیرش را در باران گم کرده است. 

شعر دخالت در عدم امکانات است؛ در عدم آن هایی که اتّفاق تمی افتد؛ در عدم آن هایی که رخ نمی دهد و آن چیز که رخ می دهد خوشبختی است، لبخند است، عشق است.( احمد رضا احمدی) 

شعر محصول بی تابی آدم است در لحظاتی که شعور نبوّت بر او پرتو انداخته؛ حاصل بی تابی در لحظاتی که آدم در هاله ای از شعور نبوّت قرار گرفته.( مهدی اخوان ثالث) 

شعر یعنی احساس؛ یعنی حضور؛ یعنی ظهور؛ یعنی غیبت؛ حضور در خویش ، ظهور در خویش ، غیبت از خویش( قیصر امین پور) 

شعر هنر یگانه کردن لذّت و حقیقت است به واسطه ی فراخوانی خیال برای یاری اندیشه.( ساموئل جانسون)